در مؤسسه پرسش برگزار می‌شود؛

درسگفتار چگونگی شکل‌گیری و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

درسگفتار چگونگی شکل‌گیری و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

در ادامه درسگفتارهای تابستان ۹۴ موسسه پرسش درسگفتار چگونه می توان تاریخ ساخت و فروریخت؟! (مروری بر چگونگی شکل گیری و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی) برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، در پی انقلاب سوسیالیستی در اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه، نهادی (نظامی) نوین در جامعه بشری برپا شد که به تشکیل کشوری پهناور و ابرقدرت به نام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و پس از آن اردوگاه سوسیالیسم (در مقابل اردوگاه کاپیتالیسم) در جهان انجامید اما ۷۴ سال بعد در سال ۱۹۹۱ این نظام فروپاشید و اردوگاه سوسیالیسم برچیده شد و باعث شد سرمایه داری بتواند جهانی گردد.

در واقع برای اولین بار در جهان، نظامی جهانی شده در قالب یک ابرقدرت (ایران، رم و چین باستان را بیاد آوربد) بدون هجوم بنیان­کن خارجی، آن هم در مدت زمانی کوتاه­تر از همه آنها، فروپاشید. این فروپاشی در زمانی رخ داد که پیش از آن فولاد این نظام در شرایطی بسیار سخت آبدیده شده بود، زیرا این نظامی بود که از درون آتش و خون جنگ جهانی اول و جنگ داخلی سر برآورده و در جنگ دوم جهانی با بیش از ۲۵ میلیون نفر تلفات نه تنها توانسته بود ماشین جنگی هراس­انگیز آلمان نازی را نابود ساخته و «میهن سوسیالیستی» را از چنگ فاشیسم نجات دهد، بلکه در محو نظام آن از تاریخ جهان نقشی عمده داشت.

پس از آن نیز به ابرقدرتی تعیین کننده در جهان تبدیل گشت و با طرح عینی و ذهنی آرمان سوسیالیستی و کمک خود به تحقق آن، نیمی از مردم جهان را به برپایی نظام سوسیالیستی موفق و مشتاق ساخت.

اما درست هنگامی که در دهه ۱۹۷۰ میلادی رهبران اتحاد شوروی اعلام نمودند اردوگاه کار بر سرمایه تفوق یافته است و شکست سخت ایالات متحده آمریکا در ویتنام و فراگیر شدن انقلابات ضد امپریالیستی در جهان (از آن جمله ایران و نیکاراگوئه) به همراه بحران اقتصادی جهانی، خبرِ احتضار اردوگاه سرمایه را تائید می­ کرد، ناگهان اردوگاه کار وارد بحران شد و پس از یک دهه­ بحرانی، همان طور که خود به تاریخ وارد شده بود، خود نیز از تاریخ بیرون رفت.

جامعه­ شناسی تاریخی به ما می­ آموزد که ورود به تاریخ و خروج از آن اتفاقی نیست. برای ساختن تاریخ، یا برپایی نهادها و نظامات نوین اقتصادی و اجتماعی، باید ضرورت­های تاریخی را شناخت؛ خروج از تاریخ نیز درپی عدم شناخت ضرورت­های تاریخی رخ می­دهد

بی­ گمان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی درپی سترگ­ ترین، فراگیرترین، یک­پارچه­ ترین و آگاهانه ­ترین تلاش بشری تا آن زمان پدید آمد تا سرمایه­ داری را از تاریخ براند. تلاشی که حداقل نیم قرن با همان حدت ادامه داشت و شتابان­ ترین دگرگونی­های مثبتی را که تا آن زمان جامعه بشری به خود دیده بود پدید آورد اما همه این دستاوردها در یک سیلاب تاریخی شسته شد، چنان که گویی هرگز وجود نداشته است.

به این پدیده بزرگ تاریخی، پژوهشگران و فعالان حوزه­های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما (به خصوص در قلمرو چپ) سکوت اختیار کرده و به گونه­ی یک «تابو» وارد شدن در حریم آن را منع می­ کنند. اما در کشورهای بیشتر توسع ه­یافته سرمایه ­داری، به پژوهش درباره علل این فراز و نشیب بزرگ تاریخی توجه فراوان شده و می شود. بخشی از این علاقه ناشی از خواست دولت­های آنها برای جلوگیری از شکل‌­گیری نظام­های مشابه است.

بخشی دیگر هم در دانشگاه­ها و موسسات پژوهشی در زمینه های مختلف اقتصاد سیاسی و توسعه، اقتصاد ریاضی، جامعه­ شناسی تاریخی، علم سیاست و ... برای انکشاف حوزه­ های مربوطه صورت می ­گیرد، چون این تجربه بزرگ تاریخ­سازی و تاریخ­ زدایی، درس­هایی آموزنده برای همه حوزه­ های علوم اجتماعی دارد.

در حالی که در کشورهای کمتر توسعه ­یافته سرمایه ­داری چون ایران، توجه به این زمینه پژوهشی باید بسیار بیش از کشورهای بیشتر توسعه ­یافته باشد، چون در کشورهای اخیر نهادهای نوین اقتصادی و اجتماعی در اساس از بطن حوزه مدنی جوشیده و به صورت قرارداد اجتماعی به حوزه سیاسی می­ رود، یعنی مدت­هاست که در جوامع آنها تاریخ­ سازی، هرچند با نشیب و فراز، به صورت پیوسته صورت می ­گیرد اما در کشورهای کمتر توسعه ­یافته برای جبران عقب­ ماندگی­ها و هم­زمان شدن با تاریخ، و نیز گاه درپی این یا آن آرمان، عمدتا به صورت دیکتاتوری برپایی نهادهای نوین از حوزه سیاسی به حوزه مدنی ابلاغ می­ شود، در نتیجه به طور معمول دچار نهادهایی کژکارکرد اند و فرآیند تکامل تاریخیِ بسیار پرنوسان، گسیخته، ­ و پردرد و رنجی را می­ پیمایند.

کمال اطهری مدرس این دوره در طرح این درس می گوید: در این درس­گفتارها می­ کوشم با طرح پژوهش درباره چگونگی برپایی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، روش­ شناسی و چارچوب پژوهشی را تعریف کنم که بتواند با بدست آوردن شناخت از اصول تاریخ­سازی و ماندگاری تاریخی، به کاهش درد و رنج در زایمان تاریخی جامعه ما بینجامد.

برنامه درس­گفتارها

درس­گفتار نخست: آیا جهش تاریخی ممکن است؟ رویکرد مارکس و انگلس به ساختن تاریخ.
درس­گفتار دوم: مرحله دموکراتیک در انقلاب چه معنایی دارد؟ رویکرد لنین به ساختن تاریخ. هژمونی چیست و چگونه حاصل می­آید؟ رویکرد گرامشی به ساختن تاریخ.
درس­گفتار سوم: آیا سوسیالیسم همان حکومت تک­حزبی با برنامه­ریزی متمرکز است؟ رویکرد به ساختن تاریخ پس از پیروزی انقلاب سوسیالیستی.
درس­گفتار چهارم: چگونه می­ توان تاریخ ساخت و در آن ماندگار ماند؟ نتیجه­ گیری درباره روش ­شناسی و برنامه پژوهشی درباره ساختن تاریخ.
برخی اسناد لازم برای مطالعه (گاه نام مترجم و یا ناشر نیامده است) :
کارل مارکس (گاه همراه با فردریش انگلس) :
- مانیفست کمونیست.
- دیباچه جلد اول سرمایه.
- ایدئولوژی آلمانی، ترجمه پرویز بابایی، نشر چشمه.
- گامی در نقد فلسفه حق هگل، ترجمه مرتضی محیط، نشر اختران.
- نقد برنامه گوتا.
- درباره تکامل مادی تاریخ، ترجمه خسرو پارسا، نشر دیگر.
- هیجدهم برومر لویی بناپارت، ترجمه باقر پرهام، نشر مرکز.
ولادیمیر ایلیچ لنین (اولیانوف) :
- توسعه سرمایه­ داری در روسیه.
- دو تاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک.
- درباره حق ملل در تعیین سرنوشت خویش.
- بیماری کودکی چپ­روی در کمونیسم.
رزا لوکزامبورک (گزیده ­ها)، ترجمه حسن مرتضوی، نشر نیکا.
آنتونیو گرامشی:
- شهریار جدید، ترجمه قادی کلائی، نشر دنیای نو.
- دولت و جامعه مدنی، ترجمه عباس میلانی، نشر اختران.
فرناندو کلودین، از کمینترن تا کمینفرم، ترجمه فرشیده میربغدادآبادی، شاپور اعتماد، هایده سناوندی، انتشارات خوارزمی.

موسسه مطالعات سیاسی اقتصادی پرسش در تهران، خیابان قائم مقام فراهانی، نرسیده به خیابان شهید مطهری، کوچه شبنم، پلاک ۳ واقع است.

کد مطلب 2790487

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha